پارک ارم 94
حسنا جون ، تازه 17 ماهت پر شده بود و تو 18 ماهگی رفته بودی که به پارک ارم رفتیم ، ما فکر میکردیم که شما کلی از این اسباب بازی های بچگونه رو بخوای سوار شی ولی حتی اسب موزیکال دوار رو که صد در صد می گفتیم نمی ترسی (از اونجایی که اون اسبی رو که تو خونه داری سوار میشی تازه روش عملیات آکروبات بازی هم انجام میدی) و می تون سوار شی رو سوار نشدی و همینطوری تو بغل بابا حسن بودی که البته این عکسش برای قبل از سوار شدنه.

حسنا جون ، چیپسم خیلی دوست داری.

اینجا هم بابا حسن رفته بود نماز بخونه که شما دوست پیدا کرده بودی و با اون می خواستی توپ بازی کنی که اون دختر خانم فکر میکرد شما خیلی کوچیکی و نمی تونی بازی کنی ولی وقتی مامان گفت می تونه باهات بازی کنه وبلده با هم بازی کردید و آخر سر میگفت خاله چه قشنگ بازی میکنه ، انگلیسی هم متوجه میشه
، ماشاله اونجاهایی که توپ رو میگرفتی و بهت میگفتم throw the ball براش پرتاپ می کردی یا وقتی میگفتم kick the ball براش با پا ضربه می زدی ، هزار ماشاله به حسنا خانم که انقده باهوشه.

پسرعمه کیان هم با خانوادش به پارک اومدن و اینجا بهت گفتیم با کیان shake hand کن ماشاله رفنی و دست دادی.

بدون شرح.

مامان و بابا رفته بودن داخل اسباب بازی سوار شن و شما هم نشستی ما رو نظاره می کردی تا بیایم.

اینم فواره ای که پارسال هم که برای اولین بار شما رو پارک ارم آوردیم جلوی اون عکس انداخته بودی .

اینجا 6 ماه و نیمت بود . قیاس عکس بالا و پایین نشون میده هزار ماشاله چقدر بزرگ شدی
.



پارک ارم 94 

